الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

117

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

سائبه به شتر ماده‌اى مىگفتند كه ده مرتبه پىدرپى بچهء ماده مىزاييد و پس از آن سيّبه مىشد و آنگاه بر آن سوار نمىشدند و پشم آن را نمىگرفتند و هيچ كسى جز مهمان شير آن را نمىنوشيد . بحيره به بچه شترى مىگفتند كه از سائبه متولد مىشد و آنگاه گوشش را مىبريدند و او را با مادرش آزاد مىگذاردند و از آن سوارى نمىگرفتند و پشمش را نمىچيدند و شيرش را جز مهمان نمىنوشيد . « 1 » ( 1 ) از اهل لغت نقل شده است كه گفته‌اند : وصيله به گوسفندى مىگفتند كه اگر بچهء ماده مىزاييد ، براى خودشان برمىداشتند و اگر بچهء نر مىزاييد ، به گمان اين كه مال الهه‌هايشان است ؛ آن را ذبح مىكردند و اگر دوقلو مىزاييد كه يكى مذكر و ديگرى مؤنث بود ؛ مىگفتند : اين مذكر به مؤنث وصل شده است و لذا آن را براى الهه‌هاى خويش ذبح مىكردند . ( 2 ) در مورد بحيره مىگفتند كه در زمان جاهليّت هنگامى كه شترى پنج بار مىزاييد و آخرين زايمانش ، يك شتر مذكر بود ، گوشش را مىشكافتند و سوار شدن و كشتن آن را جايز نمىدانستند و از هيچ چراگاه يا آبشخورى منعش نمىكردند . در مورد سائبه مىگفتند كه در زمان جاهليّت هنگامى كه يكى براى رسيدن مسافر يا شفاى مريضش و شبيه آن چيزى را نذر مىكرد ؛ مىگفت : ناقهء من سائبه باشد . و از اين جهت شبيه بحيره بوده است . ( 3 ) طبرسى در مجمع البيان قول اهل لغت را به زجاج اسناد داده و در مورد حامى گفته است : حامى به شتر نرى مىگفتند كه ده شتر از صلب او به وجود مىآمد و پس از آن عرب‌ها مىگفتند كه پشت اين شتر گرم شده است و پس از آن چيزى را بر آن بار نمىكردند و او را از هيچ آب و علفى منع نمىكردند . اين مطلب را از زجاج و ابى عبيده و ابن مسعود و ابن عباس نقل كرده است . ( 4 ) وى سپس به نقل از مفسّران از ابن عباس از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده است كه گفت : پس از آن كه عمرو بن لحىّ بن قمعة بن خندف ، حكومت مكه را به دست گرفت ؛ اولين كسى بود كه دين حضرت ابراهيم را نداشت و بت‌پرستى را پيشه كرد و به ساخت و نصب بت‌ها پرداخت . او بود كه بحيره را قرار داد و سائبه را آزاد گذاشت و وصيله را وابسته به خود دانست و حامى

--> ( 1 ) . التبيان ، ج 4 ، ص 38 و از ابن اسحاق در سيره ، ج 1 ، ص 91 .